بایگانی

 
No Image
چند دوبیتی محلی از کتاب اگر آفتاب بتابد

چند دوبیتی از کتاب «اگر آفتاب بتابد». پیش¬تر گفتیم که این کتاب، گزیده¬ای از دوبیتی¬های محمدحسن باقری (غلمل)، حسن رنجبر و علیرضا باقری است. کل کتاب شامل نود دوبیتی است، یعنی؛ از هرکدام از این سه شاعر، سی دوبیتی آمده است. در اینجا ما از هر شاعر دو دوبیتی را می¬آوریم.

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
شعر (سروده های محلی) لایزنگان داراب

سروده¬های محلی گویش لایزنگانی   (حتماً نظرات و پیشنهادات خود را بگویید)

تعداد دوبیتی های شاعران لای زنگانی به نسبت زیاد است و در این فضا مجال بیان همه ی آن ها نیست. تعداد دوبیتی هایی که من توانستم به کمک دوستان در این گویش، گردآورم متجاوز از سیصد دوبیتی است. البته منهای دوبیتی های شاعران حال حاضر مثل آقای محمد حسن باقری، آقای صمد روحبخش و … . این دوبیتی ها نشان دهنده ی گوشه هایی از باورها، مسائل روزمره ی مردم، حوادث طبیعی و غیر طبیعی، برخی از ویژگی های زبانی و … هستند که بررسی همه جانبه ی آن ها ملزم به صرف وقت و دقتی طولانی تر است. اگر خدا بخواهد به زودی کتابی در این زمینه چاپ خواهد شد که در آن به گردآوری، بررسی و شرح گزیده ای از دوبیتی های سرایندگان لای زنگانی پرداخته ام.

دسته بندی مطلب

با توجه به سُروده¬های این گویش که توسط نگارنده¬ی این مطلب (حسن رنجبر) گردآوری شده است، می¬توان این سروده¬ها را از نظر زبانی به دو دسته تقسیم کرد:

نظرات[3] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
گزینی از واژه های پهلوی در گویش لایزنگان

«فارسی میانه دنباله ی فارسی باستان است. به این زبان «پهلوی» و «پهلوی ساسانی» هم گفته می شود. این زبان در دوره ی ساسانی زبان رسمی ایران بوده است.»(ابوالقاسمی، ۱۳۹۰: ۱۵۶). تعداد واژه هایی که در گویش لای زنگانی ریشه ی پهلوی، نیز باستان دارند، زیاد است. من چند تا را برای نمونه ذکر می کنم. به اعتقاد برخی، فارسی دری که فارسی امروز نیز ادامه ی آن است، بازمانده و ادامه ی فارسی پهلوی است از این رو بسیاری از واژه های زبان سترگ فارسی امروز بازمانده ی همان دوران است و ریشه های پهلوی و نیز باستان دارند. به همین جهت منظور ما از «واژه هایی که در این گویش ریشه ی پهلوی دارند» این است که برخی واژه هایی که در این گویش هستند ریشه ی پهلوی دارند ولی متروک شده اند و امروزه توسط زبانوران رسمی فارسی استفاده نمی شوند.

فارسی معیار                        گویش لای زنگانی                               فارسی پهلوی
آبستن                                         âpus                                                avos

نظرات[1] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
قصه در لایرنگان داراب

آنچه امروزه از قصه های این گویش به جا مانده تعدادی قصه ی کوتاه است که در سینه ی تعداد انگشت شماری از مردم این روستا بلااستفاده و غریب جای گرفته است. به گفته ی مردم این روستا در گذشته ای نه چندان دور، قصه گوهای محلی، قصه های زیاد و طولانی –و گاه به شکلی نمایش گونه- روایت می کرده اند. به گفته ی مردم گاهی راویان قصه هایی را به مدت چهار ساعت در دو نوبت دو ساعته روایت می کرده اند.
قصه هایی که مادران و در کل زن ها روایت می کردند کوتاه تر می بوده و غالبا برای سرگرم کردن بچه ها بوده است اما آقایان علاوه بر قصه هایی که جهت سرگرم کردن بچه ها روایت می کردند، به روایت قصه های طولانی تری برای افراد بزرگ سال و حتی کهن سال می پرداختند. آقایان در فصل کار هنگامی که برای کار به باغ خود یا دیگری می رفتند، شب ها غالب افراد در غاری به گرد هم جمع می شدند و نقال هم که یکی از این افراد بود، به نقالی و روایت قصه ها برای دیگران می پرداخت.

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
چیستان در لایزنگان داراب

چیستان های این گویش غالبا با «چیه که» آغاز می شوند. آنچه من موفق به گردآوری شدم، حدود پنجاه چیستان به گویش لای زنگانی است و تعدادی چیستان به فارسی معیار. هر کدام از این دو گروه دارای ویژگی هایی هستند. برای مثال آن هایی که به گویش لای زنگانی هستند: ۱-غالبا چیزهای ساده ای موضوع و بن مایه ی چیستان واقع شده اند. ۲-دارای سادگی هستند. ۳-گاه جمله ی چیستان به شکلی رکیک بیان می شود به گونه ای که مخاطب ذهنش منحرف و به سمتی دیگر میل می کند. ۴-مسایل و احکام مذهبی باعث پیدایش چیستان شده است که طرح این چیستان ها جنبه ی آموزش دارد و می توان آن ها را از سرگرمی جدا دانست. ۵-و… . آن هایی که به فارسی معیار است غالبا به شکل دوبیتی است. این دوبیتی ها سروده ی محیا و فرزندش شوخ حاجی (؟) هستند. در این دوبیتی ها محیا به طرح چیستان پرداخته و فرزندش در شعری دیگر پاسخ آن را آورده است. البته تمام این چیستان ها و پاسخ ها به طور کامل موجود نیستند. گاهی از برخی از این اشعار تنها یک بیت یا یک مصرع در ذهن گویشورها باقی مانده است.
مانند:

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
ضرب المثل و کنایه در گویش لایزنگانِ داراب

به اعتقاد من ضرب المثل ها خلاصه و چکیده ی هر فرهنگ در هر منطقه اند. حداقل ازاین جهت که زبانی بس ایجاز گونه دارند و گویی خلاصه ی هر بخش از فرهنگ را در مَثَلی گرد آورده اند. دریغم آمد که تعدادی از این ضرب المثل ها را در اختیار دوست داران ادبیات محلی و گویش پژوهان، قرار ندهم. معذورم از این که نمی توانم تعداد زیادی از ضرب المثل ها را در این فضا قرار دهم. چرا که در حال آماده شدن برای چاپ اند و روا نیست که پیش از چاپ، آنها را به دید عموم گذارم. من در همکاری ای که با قطب علمی دانشگاه شیراز برای بررسی و گردآوری ضرب المثل داشتم، موفق به گردآوری تعداد زیادی ضرب المثل شدم. همچنین در حین گردآوری ضرب المثل های گویش لای زنگانی به کنایه ها نیز پرداختم. که در مجموع، تا کنون بیش از پانصد ضرب المثل و کنایه در گویش لای زنگانی ثبت و ضبط کرده ام.

چند ضرب المثل و کنایه در گویش لای زنگانی:

نظرات[2] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

قذ دلبر مثالِ سیب ساله *** سفیذی صورتش مثلِ زغاله (کلحسین منوچهری)

ورود

آمار سایت

  • 0
  • 5
  • 32
  • 2,093
  • 9,575
  • 57,208
  • 61,732
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۶
No Image No Image