بایگانی

آمار سایت

  • 0
  • 24
  • 241
  • 1,732
  • 7,860
  • 131,457
  • 176,662
 
No Image
آیا لایزنگان پتانسیل گردشگری را دارد؟

اگرچه این مطلب من کسانی را ناراحت خواهد کرد اما چاره ای نیست
به طور کلی گردشگری را میتوان ۱-مسافرتهای تفریحی یا ۲-هرگونه مسافرتی دانست که شخص از محل زندگی و کار خود خارج میشود، دانست. به فرد مسافر، گردشگر یا توریست گفته میشود. بهتر است مرزی برای این نوع مسافرتها در نظر بگیریم و هر مسافری را گردشگر به شمار نیاوریم. گردشگر، معمولاً به قصدی خاص یعني؛ سیر و سیاحت، بازدید از اماکن، آموختن زبان، بررسی جلوه های فرهنگی و… دست به سفر میزند.
تأثیرات گردشگری بسیار گسترده است اما هدف از این مطلب بیان چند و چون و بررسی همه جانبه ی آن نیست اما برای آشنایی خواننده، برخی از نتایج به این شرح است:
*اثرات اقتصادی *تاثیر گردشگری بر اشتغال *اثرات فرهنگی و اجتماعی *اثرات زیست محیطی *حمایت از صنایع *تامین در آمد *اثرات گردشگری بر محیط فیزیکی *ایجاد فرصت‌های شغلی جدید *توسعه صنایع دستی، بومی و محلی *افزایش رفت و آمد، وسیله نقلیه *افزایش غرور ملی و فرهنگی *بهبود کیفیت زندگی *افزایش امکانات تفریحی و سرگرمی *بهبود کیفیت خدمات شهری *و…
متأسفانه کسانی که در یکی دو سال اخیر در لایزنگان لاف گردش و گردشگر میزنند حتی نمیدانند گردشگری چیست؟ هدف آن چیست؟ سودها و زیانهای آن کدام است؟
آری گردشگری نقشی اساسی در اقتصاد و تعاملات فرهنگی دارد. گردشگری موجب رشد اقتصاد میشود اما آیا میتوانیم این مطلب را به لایزنگان هم تعمیم دهیم؟
روستای لایزنگان اگرچه طبیعتی خاص دارد اما این اندازه که امروزه سخن از گردش و گردشگری در لایزنگان به میان می آید لاف و گزافه است. درست است که توسعه ی گردشگری در لایزنگان به تعداد اندکی اندک سودی رسانده اما زیان¬هایی هم داشته که زیانها به افراد بیشتری رسیده است.
پیش از هر چیز باید تدابیری برای گردشگری اندیشیده شود. آیا گردشگری که به لایزنگان می آید به همین بسنده میکند که در اطراف خود تعدادی کوه و درخت ببیند؟ همین که شبی را در لایزنگان به صبح برساند کافی است؟ متأسفانه غالب افرادی که برای دیدن لایزنگان به این روستا می آیند، تحت تأثیر تبلیغات ناشیانه ی افرادی احساساتی بوده است. افرادی که ناخواسته و ناشیانه لایزنگان را روستایی فراتر از واقع نشان داده و میدهند. آیا مسافرهایی که برای دیدن لایزنگان می آیند و ثمر درختان پیرزن و پیرمردی را میچینند و میخورند بهره ای برای لایزنگان خواهند داشت؟ آیا آن دسته از افرادی که به دشت گل میروند و راه را تخریب میکنند و سنگهایی که زیر لاستیک ماشینشان میگذارند، را از میان جاده برنمی دارند، برای لایزنگان سودمند هستند؟ بله! سودش این است که مردم لایزنگان وقتی میخواهند با موتور سیکلت به دشت گل بروند، زمین میخورند و خونین و مالین میشوند! آیا آن دسته از افرادی که عید نوروز یا فصل گل به لایزنگان می آیند و این روستا را از آشغال می آلایند سودی با خود به همراه دارند؟ و بالاخره از اینها هم که بگذریم خودِ توریستها هم انتظاراتشان برآورده نمیشود. با توجه به تبلیغات، چیزهایی در ذهن دارند که وقتی به لایزنگان می آیند با واقعیات دیگری روبه رو میشوند.
بازهم متأسفانه، ما گرفتار افرادی ناشی و دروغگو شده ایم. تا دیروز لایزنگان به عنوان روستای کتاب معرفی شد که امروزه روشن شده است که همه ی این سخنان صحنه سازی بود و اصلا کتاب و کتاب خوانی در این روستا چنین جایگاهی ندارد. اگر وضعیت کتابخوانی چنین است که لایزنگان، روستای کتاب است پس در دیگر جاها اصلا کسی نمی داند کتاب چیست! به هر روی تصمیم های شتابزده موجب سرافکندگی خواهد بود. پس از ماجرای روستای کتاب، حالا عده ای پیدا شده و دم از گردش و گردشگری میزنند و خیال پردازی می کنند. امیدواریم که گزافه های چندی کله پوک موجب نشود که لایزنگان اصالت خود را از دست بدهد یا پیرمرد و پیرزنی از هزینه ی زندگی یک سال خود محروم شوند یا راه ها تخریب شوند یا هم محلی های کوشا اذیت شوند یا درختی در بهمان نقطه بسوزد یا سراپای روستا را آشغال در بر بگیرد یا مسافرین از کرده ی خود پشیمیان شوند و انتظاراتشان برآورده نشود!

دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

گُلُمپورِ کُلاش وَختی اِجُمّیذ *** هَمِه یْ خونِه یْ دِلُم شُرکی اِتُمّیذ (محمدحسن باقری/ غلمل)

ورود

No Image No Image