بایگانی

آمار سایت

  • 0
  • 10
  • 36
  • 479
  • 6,257
  • 114,794
  • 151,189
 
No Image
نام اجزای بدن و بیماریها در گویش لایزنگانِ دارابِ فارس

بخشی از مقاله ی «گویش لای¬زنگانی؛ واژه¬ها و اصطلاحات مربوط به اجزای بدن و بیماری¬ها»

این پژوهش، نوشته ی حسن رنجبر است که در دومین کنگره بین المللی علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در سال ۱۳۹۶ پذیرش و چاپ شده است. در این مقاله واژه ها و اصطلاحات مربوط به اجزای بدن و برخی بیماری ها در گویش لایزنگانی، گردآوری شده است.

۱-۱٫روش پژوهش
در این جستار، نخست به صورت میدانی با پرسش از افراد کهن سال، واژه ها و اصطلاحات مربوط به اجزای بدن و بیماری ها در گویش این روستا را گردآوری کرده، به صورت دقیق آوانگاری کردیم. سپس با بررسی برخی لهجه¬ها و گویش¬ها، واژه¬ها و اصطلاحات مشترک با گویش لای¬زنگانی در این زمینه را به صورت تطبیقی ذکر کردیم.
مطالب به دست آمده را به دو گروه تقسیم کردیم:
۱- اجزای بدن، که شامل نه بخش به شرح زیر است:
اجزای دست – اجزای پا – اجزای درونی – تنه – اجزای سر و گردن – شرمگاه¬ها – کلیات – وابسته¬ها.

۲- بیماری¬ها و روش محلی درمان برخی از آن¬ها.

 

۲٫ اجزای بدن و وابسته¬های آن
۲-۱٫ اجزای دست
بُایی bɔyi: بازو.
پاپنجو pâ-penjô : پوستی که از اطراف ناخن(پشت بند اول هر انگشت) آویزان می¬شود، پوست پوستی شدن اطراف ناخن.
پنجه penja : ناخن.
چُکِ دسčok-e das : آرنج.
چُک کنگ čok-e kang: آرنج.

 

۲-۲٫ اجزای پا
بگردونو پا be-gardun-u pâ : لگن خاصره.
تیروک پا ti:ruk-e pâ : استخوان ساق پا.
چُک پاčok-e pâ  : پاشنه¬ی پا.
قلمِ پا qalam-e pâ : استخوان ساق پا.
کُم پاkom-e pâ : ماهیچه¬ی ساق پا.

 

۲-۳٫ اجزای درونی
بامُردک bâ:mordak : طحال.
پُپpop : ریه، شش.
در لهجه¬ی سیرجانی (سریزدی،۱۳۸۰: ۵۳) و کرمانی (ستوده، ۱۳۳۵: ۲۸) نیز گویش فینی (نجیبی فینی، ۱۳۸۱: ۶۲) و قاین (زمردیان، ۱۳۶۸: ۱۳۴) این واژه با همین تلفظ و به همین معنا آمده است.
ریتوکri:tuk : روده.
در لهجه¬ی سیرجانی ruti(سریزدی، ۱۳۸۰: ۸۵)، در گویش فینی reytok (نجیبی فینی، ۱۳۸۱: ۹۴) و در گویش تنکسیری riyuk (زنده بودی، ۱۳۸۳: ۳۴۹) به معنای روده آمده است.

 

۲-۴٫ اجزای تنه
خیرَه xi:ra : شکم.
مازه¬ی کمر mâ:ze-y kamar : ماهیچه¬ی کنار ستون فقرات.

 

۲-۵٫ اجزای سر و گردن
بچ boč : دور دهان.
در برهان قاطع معنای بُچ چنین آمده است: «اندرون لنبوس دهن باشد و موی پیش سر را نیز گفته¬اند»(ابن خلف تبریزی، ۱۳۵۷: ۲۳۶) در گویش فینی boč به معنای لب و دهان آمده است (نجیبی فینی، ۱۳۸۱: ۵۶)
برمborm : ابرو.
در زبان پهلوی bruk به معنای ابرو آمده است (فره وشی، ۱۳۸۸: ۱۹) در گویش فینی نیزborm به معنای ابرو آمده است (نجیبی فینی،۱۳۸۱: ۵۶)
پَل pal: موی بافته شده.
پوزpu:z : بینی.
پوز در برهان قاطع بدین معانی آمده است:«پیرامون و گرداگرد دهان حیوانات¬، مابین لب و بینی، ساق درخت، منقار مرغان»(ابن خلف تبریزی، ۱۳۵۷: ۴۲۷)
پی لمه pi:loma : غبغب، گوشت زیر چانه.

 

۲-۶٫ شرمگاه¬‍‌ها
بلbol : آلت تناسلی پسر بچه.
در لهجه¬ی سیرجانی نیز این واژه با همین تلفظ و به همین معنا آمده است (سریزدی، ۱۳۸۰: ۴۹)
بنشینوbenešin-u : لگن خاصره.
شاشدون šâš-dun : مثانه.
در لهجه¬ی کرمانی نیز این واژه با همین تلفظ و به همین معنا آمده است (ستوده، ۱۳۳۵: ۱۰۷)
شَه :ša : لگن خاصره.

 

۲-۷٫ کلیات
اُوزق zoq-ô : چرک زخم.
اِن en : مدفوع.
غر γor : قوز.
چارچلنگčâr-čeleng :دست¬ها و پاها، چهار دست و پا.

 

۳٫ بیماری‌ها و وابسته‌ها
در این بخش از مقاله به نقل و ثبت تعدادی از واژه¬ها و اصطلاحاتی که به شکل مستقیم یا غیر مستقیم به حوزه¬ی بیمار¬ی¬ها مربوط می¬شود، می-پردازیم و شیو‍‌ه‌ی درمان برخی از آن‌ها را ذکر می‌کنیم. ناگفته نماند که برخی از اصطلاحات زیر بیش از این¬که از یک بیماری سرچشمه بگیرد، مربوط به باورها و اعتقادات گویشوران این گویش است. برای مثال واژه¬های «رژمُالو» režmɔlu و «رنجو»   ranju که به معنی انسانی است که از نظر جسمی ضعیف و کم توان باشد.
آفکâfk : تاول.
در لهجه¬ی سیرجانی نیز این واژه با همین تلفظ و به همین معنا آمده است (سریزدی، ۱۳۸۰: ۳۷)
افلیجeflij : فلج.
ایری پیکو ayri-piku : نوعی بیماری شبیه به سرخک با این تفاوت که دانه¬های سرخک بیرون از پوست (روی پوست) است ولی دانه¬های «ایری پیکو» زیر پوست است و اندازه¬ی آن کوچک¬تر است. در گویش تنکسیری واژه¬ی piku به معنای آبله مرغان آمده است (زنده بودی، ۱۳۸۳: ۳۱۲)

 

فهرست منابع (گزیده ی حاضر)

بهجت، نجیبی فینی، (۱۳۸۱)، بررسی گویش فینی، تهران: نشر آثار.

زمردیان، رضا، (۱۳۶۸)، بررسی گویش قاین، مشهد: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.

ستوده، منوچهر، (۱۳۳۵)، فرهنگ کرمانی، تهران: انتشارات فرهنگ ایران زمین.

سریزدی، محمود، (۱۳۸۰)، نامه¬ی سیرجان: واژه¬ها و اصطلاهات سیرجانی، تهران: نشر آثار.

ابن خلف تبریزی، (۱۳۵۷)، برهان قاطع، با اهتمام دکتر محمد معین، تهران: موسسه¬¬ی انتشارات امیر کبیر، چاپ سوم.

زنده¬بودی، حسین، (۱۳۸۳)، فرهنگ ادب و گویش تنگسیری، بوشهر: انتشارات بوشهر.

فره¬وشی، بهرام، (۱۳۸۸)، فرهنگ فارسی به پهلوی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم.

دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

قذ دلبر مثالِ سیب ساله *** سفیذی صورتش مثلِ زغاله (کلحسین منوچهری)

ورود

No Image No Image