بایگانی

آمار سایت

  • 0
  • 58
  • 52
  • 3,829
  • 35,835
  • 96,605
  • 108,519
  • 11,778
 
No Image
نشر اولین کتاب شعر محلی به گویش لایزنگانی

پس از یک سال زحمت و پیگیری بالاخره کتاب «اگر آفتاب بتابد» به چاپ رسید.

این کتاب که گزیده¬ای از دوبیتی¬های محلی محمدحسن باقری، حسن رنجبر و علیرضا باقری است اولین کتابی است که به طور مستقل به ادبیات و زبان مادری لایزنگانی پرداخته است. از نظر ظاهری این کتاب در قطع رقعی چاپ شده و ۲۰۸ صفحه دارد. از نظر محتوایی دارای دو پیش¬گفتار (مقدمه) است، یکی به قلم علیرضا باقری راجع به قالب دوبیتی و چند و چون آن است و دیگری به قلم حسن رنجبر که پیرامون مختصری از تاریخ و قدمت لایزنگان، نام لایزنگان، برخی ویژگی¬های زبانی است. در بخش اول کتاب –پس از مقدمه- سی دوبیتی از محمد حسن باقری آمده است. در بخش دوم، سی دوبیتی از حسن رنجبر و در بخش سوم سی دوبیتی از علیرضا باقری آمده است. چون تمام اشعار این کتاب به گویش لایزنگانی است،نویسندگان، تمام شعرها را آوانگاری کرده¬اند تا برای همگان قابل خوانش باشد. پس از آن برای هر دوبیتی واژه¬های دشوار و بیگانه را شرح و معنا کرده¬اند و پس از آن هم دوبیتی را به فارسی رسمی ترجمه کرده-اند. همان¬طور که بر روی جلد کتاب نیز نوشته شده، نویسندگان، این کتاب را به پاس¬داشتِ زبان مادری خود یعنی گویش لایزنگانی نوشته¬اند. متأسفانه امروزه به واسطه ی لاف و گزاف هایی که درباره ی کتاب و کتاب خوانی در این روستا زده اند، آن اندک شماری که واقعا در پی کتاب و کتاب خوانی بوده اند نیز کتاب زده شده اند. امیدواریم که به این کابوس ها خاتمه داده و خواب آسوده را به آنان بازگردانند. بی سبب نیست که می گویند تعریف از خود نشانه ی ضعف است! اگر تا بدین پایه عالمان وارسته ای بوده و هستیم دیگر چه نیاز که به رخ بکشیم که ما نسل اندر نسل فرزانه و گرانمایه بوده ایم و در این روستا نان و آب کتاب است و مردم، شبها کتابِ آب پَز می خورند و روزها در کوچه ها که راه میروند سرشان لابه لای کتاب است! فوقع ما وقع، والله اعلم
کسانی که علاقه¬مند به تهیه¬ی این کتاب هستند: ۱-افرادی که در لایزنگان هستند می¬توانند به فروشگاه آقای مجید ساجدی مراجعه کنند. ۰۹۱۷۱۵۶۵۸۳۸
۲-افرادی که در داراب هستند می¬توانند آن را (از پنج فروردین) از شهر کتاب، نبش باغ ملی تهیه کنند. در سایر نقاط مانند شیراز هنوز کتاب توزیع نشده است.

دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر


نظرات بینندگان:
حسن گفته:

سپاس از شما که در این زمانه که در لایزنگان نه کسی کتاب می خواند و نه حوصله کتاب دارد باز برای فرهنگ و هنر این خاک تلاش می کنید

حسن رنجبر گفته:

درود بر شما یارِ همراه
ما و شما تا همین قدر که از دستمان برمی آید می کوشیم باشد که آیندگان ما نیز گستره ی این بوم را فراموش نکنند

زهرا گفته:

سلام. تبریک میگویم به شما. خیلی خوشحال شدم ولی متاسفانه شنیده ام که در این روستا که انتظار حمایت میرود، هیچ حمایتی از این کتاب نشده

حسن رنجبر گفته:

درود برشما
سپاس از لطف و تبریک شما.
والله نمیدانم چه بگویم

مسعود گفته:

خدا را شاکرم که در روستایی متولد گشته ام که با کتاب یار غارند، کسانی که حتی در صف نانوایی و آرایشگاه و مغازه هم کتاب میخوانند.
زنده باد روستایم

حسن رنجبر گفته:

درود بر شما و سپاس از دیدگاه شما. امیدوارم به طعنه گفته باشید وگرنه ما که چنین چیزهایی ندیده ایم و مخدری استعمال نکرده ایم که چنین چیزهایی را به معاینه ببینیم. وانگهی اگر بخواهیم استعمال کنیم هم چنین افیون قوی و مؤثری را سراغ نداریم.

منوچهری گفته:

درود بر شما و تشکر از زحماتتان حتما این کتاب رو می خرم

پدر بزرگم در طاقچه خانه شان«دمک»کتاب های متعددی داشت و برایمان می خواند کاش این منظره الان هم در خانه لایزنگویی ها وجود داشت

…..و خداوند این لهجه زیبا رو حفظ کنه

حسن رنجبر گفته:

علاقه ی شما به فرهنگ و گویش این روستا درخور ستایش است. این گویش بسیار شیرین است و بسیار غنی

منوچهری گفته:

احسنت به شما که درعمل برای فرهنگ این دیار گام برداشتید

کتاب رو حتما در جشنواره ها از قبیل جشنواره گل ارائه نمایید به نظرم هر خانواده باید یه جلدش رو داشته باشه

حسن رنجبر گفته:

متاسفانه برخلاف دروغ های رایج، مردم علاقه ای به خواندن کتاب ندارند. یا شاید هم علاقه داشته باشند اما وقت نکنند یا شرایط آن را نداشته باشند. کسی که از صبح تا شب باید حمالی کند برای یک لقه نان چطور میخواهد کتاب بخونه؟ اصلا کتاب هیچ معنایی پیدا نمیکند


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

قذ دلبر مثالِ سیب ساله *** سفیذی صورتش مثلِ زغاله (کلحسین منوچهری)

ورود

No Image No Image