بایگانی

 
No Image
سخنی پیرامون وجه تسمیه لایزنگان

برخی از ساکنان و به ویژه سال خوردگان این روستا، اعتقاد دارند نام این روستا در قدیم «لُی زرو ـ loy-zaru» بوده است که به «لُی زنگو» تغییر یافته است (سلامی، ۱۳۹۰: ۴۴). احتمال دارد بر اساس فرایندهای واجی بعداً به صورت «لای زرو= lāy-zaru» و بعد به صورت لای زنگو=lāy-zangu تغییر تلفّظ داده باشد. برخی نیز اعتقاد دارند در اصل این واژه لُی سنگو loy-sangu یا لُی سنگون loy-sangun بوده است. از نظر فرایندهای واجی این تغییر قابل توجیه است؛ بدین گونه که پس از چند ابدال بدین صورت درآمده است.

و حتّی برخی این تلفّظ را درست تر پنداشته اند.(سلامی، ۱۳۹۰: ۴۴) شایان یاد است که از نظر قواعد ابدال در زبان فارسی، چنین فرایندی وجود دارد؛ یعنی حرف س به ز بدل شده است. چون ابدال ز به س هم در زبان فارسی قدیم داشته ایم، هم چنان که در کلمه ی سگزی اتفاق افتاده و مرحوم معین در ذیل این واژه، سکزستان را آورده و بعد سکستان را (معین،۱۳۸۴: ۱۸۹۹). این ابدال در برخی از متون قدیمی از جمله در کتاب «تکلمة الاصناف» بارها و بارها تکرار شده است؛ از جمله کلمه ی «بازپسین» به صورت «باسپسین»(کرمینی،۱۳۸۵: ۷۳۴).که حرف «ز» به «س» بدل شده است. همچنین در ترجمه ی لفظ «العاقب» نوشته است: «باسپسین پیغامبران»(همان). جالب توجّه است که نشانه ی این ابدال هنوز در برخی از واژه هایی که مردم این ناحیه به کار می برند دیده می شود؛ از جمله کلمه ی «مگس» را به صورت مَغَز maγaz و کلمه ی «تسبیح» را به صورت tazvi و tazbi تلفّظ می کنند.
از نظر طبیعی این روستا در لابه لای کوه ها واقع شده و چه بسا وجه تسمیه ی آن نیز از این جهت باشد. بویژه اگر کلمه ی «لای lāy» [= لا] را به معنای «محوطه ی عمیق میان دو کوه، دره» (معین،۱۳۸۳: ۳۵۴۷) بگیریم در این صورت می توان علت این نامگذاری را از جنبه ی طبیعی پنداشت. شایان یادآوری است که «واو» متصل شده به کلمه ی «سنگو» یا «زنگو» یای نسبت می باشد و امروز به جای آن، «ان» نسبت را می افزایند و بدین ترتیب لای زنگو را به صورت «لای زنگان» تلفظ می کنند.
برخی از اهالی و سالخوردگان محل هم اظهار می کنند که این روستا با نام دیگری هم شهرت داشته است و آن «یوزگیر» و «یوزگیری» است. گویا دلیل نامیدن این منطقه بدین نام این بوده که اهالی این روستا در قدیم «زنده گیر»هایی می ساختند و یوزپلنگ و روباه را به صورت زنده در آن به دام می انداختند و بعد پوست آن ها را می فروختند. به همین علت بدین نام هم شهرت داشته است . در برخی از نامه های قدیمی مربوط بدین ناحیه که در دست می باشد، به دنبال نام برخی از اعضای این روستا این کلمه به کار رفته است.
بیت زیر نیز که گویا بیت اول یک دوبیتی می باشد و بیان حال فردی است که عاشق دختری از این منطقه بوده، بر چنین نظری صحه می گذارد:

خدا فرصت بده از رحم جُنگیر                 بگیرم دختری از اهل یوزگیر (چراغعلی روشن)

این مطلب، بخشی از مقاله ی «واژه ها و اصطلاحات کم کاربرد باغداری در لای زنگان فارس» است نوشته ی دکتر اکبر صیادکوه استاد دانشگاه شیراز و حسن رنجبر دانشجوی کارشناسی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز که در فصلنامه ادبیات محلی یاسوج در زمستان ۹۲ به چاپ رسیده است. برای دریافت فایل مقاله به سایت ادبیات محلی یاسوج مراجعه کنید.

حسن رنجبر شیراز خوابگاه دستغیب ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴

دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

گُلُمپورِ کُلاش وَختی اِجُمّیذ *** هَمِه یْ خونِه یْ دِلُم شُرکی اِتُمّیذ (محمدحسن باقری/ غلمل)

ورود

آمار سایت

  • 0
  • 1
  • 13
  • 100
  • 885
  • 42,196
  • 45,305
  • ۱۳۹۵-۱۲-۲۹
No Image No Image