بایگانی

آمار سایت

  • 0
  • 58
  • 52
  • 3,829
  • 35,835
  • 96,605
  • 108,519
  • 11,778
 
No Image
پیرامون گویش لایزنگانی (گویشی نیمه لری)

زبان چیست؟
برای زبان تا کنون تعاریف زیاد و گسترده ای ارائه کرده اند. شاید در تعریفی ساده بتوان گفت زبان وسیله ای است قراردادی که برای ایجاد ارتباط و … در میان افراد یک جامعه مورد استفاده قرار می گیرد. «زبان یا در نشانه های صوتی یا در نشانه های نوشتاری تظاهر می کند. زبان اگر در نشانه های صوتی آشکار شود، زبان گفتاری و اگر در نشانه های نوشتاری (خطی) آشکار شود، زبان نوشتاری نامیده می شود. علاوه بر این ها، البته زبان اشارات و حرکات نیز وجود دارد، اما نه آن نشانه های صوتی واقعیت زبان است و نه این نشانه های خطی. بلکه زبان را طرح نظام واره یا دستگاه ارتباطی پیچیده ای با ساختمانی انتزاعی می توان فرض کرد که در آن دو تظاهر می کند و با نوعی رفتار اجتماعی همراه است؛ نتیجتاً زبان، پدیده ای پیچیده است و از آن رو تعریف منطقی آن بسیار دشوار است.

رفتار زبانی به صورت نوعی فعالیت عضوی از انسان صادر می شود.»(انوری و احمدی گیوی، ۱۳۸۷: ۲). «زبان فارسی از خانواده ی زبان های ایرانی، و زبان های ایرانی از خانواده ی زبان های هند و اروپایی است.»(همان). آقای نیکوبخت گونه های زبانی جامعه ی ایرانی را عبارت می داند از: ۱-زبان معیار (رسمی نوشتاری) Language Standard که خود شامل زبان معیار علمی، زبان ادبی، زبان رسانه ای و زبان اداری می شود. ۲-زبان محاوره (رسمی گفتاری) Colloquial Language که مشتمل است بر: زبان لهجه ای، زبان گویشی، زبان عامیانه، زبان صنفی، زبان مخفی و زبان وب نگاشت.(نیکوبخت، ۱۳۸۹: ۲۲).
زبان گویشی چیست؟
زبان گویشی گونه های متفاوت منطقه ای یک زبان رسمی است. … این گونه ی زبانی دارای واژگان، تلفظ و دستور خاص خود است. در ایران گویش های گیلگی، کردی، لری، لکی، تالشی و… از این نوعند.( نیکوبخت، ۱۳۸۹: ۲۷ و ۲۸).

گویش لای زنگانی
شاید بتوان گویش لای زنگانی را در شمار آن گویش هایی به شمار آورد که استاد خانلری از آن ها چنین یاد می کند: «در بعضی روستاهای استان فارس، گویش های خاصی هست که با وجود زبان جاری سراسر آن استان که فارسی است هنوز برجای مانده اند اگر چه هرگز کتابت نداشته و مقام زبان دری نیافته اند….» (خانلری، ۱۳۶۹: ۳۰۰). به اعتقاد آقای سلامی در کتاب گنجینه ی گویش شناسی فارس، زبان مردم لای زنگان لری است که با لری سرزمین مادری تفاوت قابل توجهی دارد. (سلامی،۱۳۹۰: ۴۹). گویش لای زنگانی گویشی خاص است که با گویش نزدیک ترین روستاهای خود متفاوت است. درست است که این گویش با لری شباهت ها و مشترکات زیادی دارد اما نمی توان تا همین اندازه بسنده کرد. از آنجا که درباره ی تاریخ شکل گیری این روستا اطلاعات دقیق و مستندی در دست نیست، پیشینه ی این روستا به طور نسبتاً کلی در هاله ای از ابهام قرار دارد. گاه پیش آمده است که دوستان دچار اشتباه شده اند و تاریخ این روستا را به دو سه هزاره عقب برده اند بی هیچ مدرکی. و یا استناد کرده اند به سنگ قبری مربوط به سال ۱۱۷۷هجری قمری که متعلق به فردی است به نام برخوردار. این سنگ قبر تاریخ روستا را از ۳۰۰ سال فراتر نمی برد. از این رو باید توجه داشت که با سنگ قبری متعلق به ۳۰۰ سال پیش نمی توان تاریخ دو سه هزار ساله را اثبات کرد. بی تعارف باید گفت این ها همه توهُم است. آنچه به حقیقت نزدیک تر است، گفته های افراد کهن سال روستا است. برخی از اهالی روستا معتقدند که از زابل به این مکان آمده و ساکن شده اند، عده ای دیگر معتقدند که از کرمان به این روستا آمده اند، عده ای نیز معتقدند که به همراه لشکر لطفعلی خان زند به این روستا آمده اند و … . اما در خلال این گفته ها عده ای معتقدند که اولین گروهی که به این روستا آمده و ساکن شده اند، عده ای از همراهان تیمور لنگ بوده اند. این ها را می توان بر اساس تفاوت های گویشی، باورها، افسانه ها، قصه ها و … در این روستا مورد بررسی و اثبات قرار داد. گاه پیش آمده است که در میان تحقیقات و مقاله هایی که نوشته ام، به کتب گویش های گوناگون مراجعه کرده ام و مشترکات زیادی یافته ام. برای مثال دیده ام ضرب المثل هایی که در گویش خراسانی (گویش قاینی) است و در لای زنگان هم هست حال اینکه در لری نیست. البته بیشتر این شباهت ها را می توان در لهجه ی شیرازی و لری یافت. بنابراین گمانم بهتر باشد گویش این روستا را «نیمه لری» بدانیم. در این مورد گفته ها بسیار بسیار زیاد است و در اینجا مجال کم است. پوزش (ر. ک به مقاله های من)

یک خواهش:
لطف کنید دوستانی که درباره ی هویت یک روستا و یک فرهنگ در وبلاگ ها سایت ها مطلب می گذارید، تحت تأثیر احساسات قرار نگیرید و ابتدا از صحت و سقم مطالب آگاه شوید تا حقایق خدشه دار نشوند. گاه پیش می آید که جمعیت روستا را ۶۰۰۰ هزار نفر می دانند!. در حالی که اوج جمعیت این روستا در سال ۱۳۸۰ بوده که جمعیت ۳۲۲۰ نفر بوده است. آخرین آماری که من شخصا از خانه ی بهداشت روستا یعنی مرداد ماه ۱۳۹۲ گرفتم جمعیت این روستا ۲۳۵۷ بوده است.

منابع
خانلری، پرویزناتل. (۱۳۶۹). تاریخ زبان فارسی، جلد اول. تهران: نشر نو. چاپ چهارم.
سلامی، عبدالنبی. (۱۳۹۰). گنجینه ی گویش شناسی فارس، دفتر ششم . تهران: نشر ناشر.
انوری، حسن و حسن احمدی گیوی. (۱۳۸۷). دستور زبان فارسی ۲٫ تهران: انتشارات فاطمی. چاپ چهارم.
نیکوبخت، ناصر. (۱۳۸۹). مبانی درست نویسی زبان فارسی معیار. تهران: نشر چشمه. چاپ سوم.

دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

ری لِوِت بیذُم و با اُوَنگ اُوَنگ *** گُفتُم آخُر یه رو مو ایفتُم اَ دام (حسن رنجبر)

ورود

No Image No Image