بایگانی

 
No Image
چند دوبیتی محلی از کتاب اگر آفتاب بتابد

چند دوبیتی از کتاب «اگر آفتاب بتابد». پیش¬تر گفتیم که این کتاب، گزیده¬ای از دوبیتی¬های محمدحسن باقری (غلمل)، حسن رنجبر و علیرضا باقری است. کل کتاب شامل نود دوبیتی است، یعنی؛ از هرکدام از این سه شاعر، سی دوبیتی آمده است. در اینجا ما از هر شاعر دو دوبیتی را می¬آوریم.

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
جستار پژوهشی و کتاب پژوهی گویش لایزنگانی

تا جایی که من سراغ دارم قدیمی ترین منبعی که در آن از لای زنگان سخنی به میان آمده فارسنامه ی ناصری است که در حد یک بند، لای زنگان و روستاهای اطرافش را توصیف کرده است. دیگر منابع، کمتر از ده سال از تاریخ نوشته شدنشان می گذرد. در زیر  -به ترتیب تاریخِ کتابت- به کتاب ها و مقاله هایی اشاره می شود که به صورتی علمی به بررسی و تحلیل گویش و مواد و مصالح زبانِ این گویش پرداخته اند.

نظرات[0] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
نشر اولین کتاب شعر محلی به گویش لایزنگانی

پس از یک سال زحمت و پیگیری بالاخره کتاب «اگر آفتاب بتابد» به چاپ رسید.

این کتاب که گزیده¬ای از دوبیتی¬های محلی محمدحسن باقری، حسن رنجبر و علیرضا باقری است اولین کتابی است که به طور مستقل به ادبیات و زبان مادری لایزنگانی پرداخته است. از نظر ظاهری این کتاب در قطع رقعی چاپ شده و ۲۰۸ صفحه دارد. از نظر محتوایی دارای دو پیش¬گفتار (مقدمه) است، یکی به قلم علیرضا باقری راجع به قالب دوبیتی و چند و چون آن است و دیگری به قلم حسن رنجبر که پیرامون مختصری از تاریخ و قدمت لایزنگان، نام لایزنگان، برخی ویژگی¬های زبانی است. در بخش اول کتاب –پس از مقدمه- سی دوبیتی از محمد حسن باقری آمده است. در بخش دوم، سی دوبیتی از حسن رنجبر و در بخش سوم سی دوبیتی از علیرضا باقری آمده است. چون تمام اشعار این کتاب به گویش لایزنگانی است،

نظرات[6] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
شعر (سروده های محلی) لایزنگان داراب

سروده¬های محلی گویش لایزنگانی   (حتماً نظرات و پیشنهادات خود را بگویید)

تعداد دوبیتی های شاعران لای زنگانی به نسبت زیاد است و در این فضا مجال بیان همه ی آن ها نیست. تعداد دوبیتی هایی که من توانستم به کمک دوستان در این گویش، گردآورم متجاوز از سیصد دوبیتی است. البته منهای دوبیتی های شاعران حال حاضر مثل آقای محمد حسن باقری، آقای صمد روحبخش و … . این دوبیتی ها نشان دهنده ی گوشه هایی از باورها، مسائل روزمره ی مردم، حوادث طبیعی و غیر طبیعی، برخی از ویژگی های زبانی و … هستند که بررسی همه جانبه ی آن ها ملزم به صرف وقت و دقتی طولانی تر است. اگر خدا بخواهد به زودی کتابی در این زمینه چاپ خواهد شد که در آن به گردآوری، بررسی و شرح گزیده ای از دوبیتی های سرایندگان لای زنگانی پرداخته ام.

دسته بندی مطلب

با توجه به سُروده¬های این گویش که توسط نگارنده¬ی این مطلب (حسن رنجبر) گردآوری شده است، می¬توان این سروده¬ها را از نظر زبانی به دو دسته تقسیم کرد:

نظرات[3] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
جاه طلبی و نشر اکاذیب!

بارها گفته ام که تاریخ این روستا در ابهام است و هرآنچه به ذهن می رسد گمان است و بس! با این همه هستند عده ای که دست بردار نیستند، مهمل بافی میکنند و یاوه میگویند. دوستی گفت درجایی خوانده ام که مردم این روستا از نظر نژادی به هخامنشیان منسوبند و آریایی هستند! زهی خیال خام! از کجا و بر اساس چه مدرکی به چنین نتیجه ای رسیده اند شگفت آور است. اگر مردم این روستا آریایی هستند پس دارابی ها و شیرازی ها و کرمانی ها و… کجایی هستند؟؟ این مطلب همین قدر مضحک و یاوه است که بگوییم مردم این روستا فارسی سخن میگویند!! از این گذشته مگر با چه روشی معاینه کرده اید که فهمیده اید آریایی هستند؟ شاید از ساکنین نخست فلات ایران بوده اند که پیش از آریایی ها در فلات ایران می زیسته اند! جالبتر اینکه برخی می گویند اهالی لایزنگان شاخه ای از آریایی ها هستند که در این نواحی ساکن شده اند! لابد تاریخ هم باید از این پس عوض شود و مثلاً بگوییم: هنگامی که آریایی ها به فلات ایران آمدند به چند شاخه تقسیم شدند مادها!، پارت ها!، پارس ها! و لایزنگانی ها! شاید هم لای زئنننننه ای ها!

همیشه دلم میخواست بدانم آریایی بودن و هخامنشی بودن چه امتیاز و ارزشی دارد که همه دوست دارند خودشان را به آنان منسوب کنند؟! خوب است که آدم هویت خودش را بداند و برایش ارزش قائل شود اما نه اینکه کار به نطفه پرستی های جاهلانه کشیده شود!

نتیجه اینکه با خیال پردازی و مهمل گویی چیزی درست نمی شود. شاید چند روزی یکی دو نفر اسم یک نفر را ببرند اما آیندگان به خودخواهی و جهل آن خواهند خندید.

دوستان حتماً نظر بدهید، موافق! مخالف! چیزی بگویید شاید راهگشایی شد.

نظرات[6] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
گزینی از واژه های پهلوی در گویش لایزنگان

«فارسی میانه دنباله ی فارسی باستان است. به این زبان «پهلوی» و «پهلوی ساسانی» هم گفته می شود. این زبان در دوره ی ساسانی زبان رسمی ایران بوده است.»(ابوالقاسمی، ۱۳۹۰: ۱۵۶). تعداد واژه هایی که در گویش لای زنگانی ریشه ی پهلوی، نیز باستان دارند، زیاد است. من چند تا را برای نمونه ذکر می کنم. به اعتقاد برخی، فارسی دری که فارسی امروز نیز ادامه ی آن است، بازمانده و ادامه ی فارسی پهلوی است از این رو بسیاری از واژه های زبان سترگ فارسی امروز بازمانده ی همان دوران است و ریشه های پهلوی و نیز باستان دارند. به همین جهت منظور ما از «واژه هایی که در این گویش ریشه ی پهلوی دارند» این است که برخی واژه هایی که در این گویش هستند ریشه ی پهلوی دارند ولی متروک شده اند و امروزه توسط زبانوران رسمی فارسی استفاده نمی شوند.

فارسی معیار                        گویش لای زنگانی                               فارسی پهلوی
آبستن                                         âpus                                                avos

نظرات[1] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
برای سفر به دشت گل لایزنگان

اگر میخواهید سفری خوب داشته باشید بخوانید!

مقدمه:

منطقه ای که امروزه به نام «دشت گل» معروف شده است را مردم لایزنگان از قدیم تا کنون «گذارِ اَشکالی» goδâ:r-e eškâl-i و «سرحد» با تلفظ محلی «سَرَذ» sa:raδ می گویند. عمده ترین بخش گلهای دیم مردم لایزنگان در این منطقه واقع شده است. چند سالی است که به همت اهالی لایزنگان و دوستان دیگر جشنواره ی «گل و گلاب» در این روستا برگزار می شود. کسانی که قصد سفر به این منطقه را دارند لطف کنند به نکات زیر توجه کنند تا هم خودشان از این سفر لذت ببرند و خاطره ی خوشی در ذهنشان بماند و هم اهالی این روستا از مهمانان راضی باشند.

۱-متأسفانه کسانی که به تبلیغ و تشویق مردم برای بازدید از «دشت گل» فعالند این نکته را گوشزد نمی کنند که راه خاکی و خراب است.

نظرات[0] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
۲۲ اردیبهشت ۹۵ (مَثَل،کنایه)

کورش در همکاری با ما گفته است: «توره ا در کت خودش زرنگه» به فرد بی دل و جرات می گویند.

حسن رنجبر: این مثَل («توره اَ در کُت خودش زرنگه» tu:ra a dar-e kot-e xoδ-eš zereng-e) مربوط به کسی است که در محله و اطراف خانه ی خودش دل و جرات دارد ولی از خانه و محله ی خود که دور میشود ترسو است.

مرداویج در همکاری با ما گفته است: «طرف خر نر اَ خوویه ایشناسه» مربوط به بی تجربگی فردی در یک زمینه است.

نظرات[0] | دسته: مطالبی که شما فرستاده اید | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
ماجرای «درّه ی فرزانگان» توخالی و پوچ است

یک: این روزها از نام «لای زنگان» چنین برداشت می کنند که معنای آن «دره ی فرزانگان» است حال آنکه این چیزی جز یک گمان دور از ذهن نیست و چنان که در برخی پژوهش های خود بیان نموده ام (برای مثال رجوع کنید به مطلب «سخنی پیرامون وجه تسمیه لایزنگان» در همین سایت) نام این روستا از واژه های دیگری برآمده. نیز از قواعد زبان، زبانشناسی و تاریخ، بسیار چیزها برمی آید که این یکی نیز یکی از آن هاست، آن هم دور از ذهن تر از آن دیگرها. کوتاهْ سخن، اینکه تمام این گفته ها و وَهمْ اندیشی ها چیزی جز سیاست ها و سوداهای تنی آزمند و خام پَرور نیست.

نظرات[0] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
۱۷ اردیبهشت ۹۵(چشم زخم)

دوستی ناشناس طی همکاری با ما گفته اند مردم این روستا برای دفع چشم زخم، این جمله را بیان میکنند: «چشت اَ نمک قینت اَ دروش» čaš-et a namak qin-et a dorôš

نظرات[0] | دسته: مطالبی که شما فرستاده اید | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

سکینه جونیُم تویِ گُلایه*** مُذایُم کار مو بر التجایه*** دعا که می کُنُم آمین بگویین*** النگو دلبرُم گیرِش بیایه. (چراغعلی روشن)

ورود

آمار سایت

  • 0
  • 5
  • 32
  • 2,093
  • 9,575
  • 57,208
  • 61,732
  • ۱۳۹۶-۰۶-۰۶
No Image No Image