بایگانی

آمار سایت

  • 0
  • 15
  • 24
  • 327
  • 1,542
  • 113,994
  • 144,806
 
No Image
کارنامه ی مطالب پژوهش شده در گویش لایزنگانی

یکی از دوستان درخواست کردند که کارنامه¬ای از کارهای انجام شده پیرامون گویش لای¬زنگانی ارایه دهم. پیش از این بارها گفته¬ام که گستره¬ی گویش¬پژوهی بسیار زیاد است و دقتی فراتر از وصف می¬طلبد. لااقل به این دلیل که در این راه باید تا حدودی از تاریخ، ادبیات، علوم اجتماعی و تا حد زیادی از مسائل زبانشناسی و فرهنگ¬های قدیم و باستانی آگاه بود. به هر روی آن¬چه تا کنون ثبت و ضبط شده را می¬توان در دو دسته جای داد یکی مطالب چاپ شده که در این سایت فهرستی از آن¬ها ارایه شده است. این دسته از مطالب نسبت به مطالب گردآوری شده و چاپ نشده بس ناچیز است. نکته¬ی مهم درباره¬ی مطالب چاپ شده، دقت و جزئی نگری مباحث است.
اما دسته¬ی دوم مطالبی که گردآوری شده¬اند اما هنوز به چاپ نرسیده¬اند. گمان می¬کنم عجله در چاپ این مطالب کار اشتباهی است چون این مطالب دامنه¬دار هستند و نقطه¬ی پایان آن¬ها بسی دور و دست نیافتنJی است. جان مطلب این¬که برخی از مطالب گردآمده که با دقت و به صورتی کاملاً علمی نگارش یافته¬اند، شامل این موارد است:
۱-بیش از سه هزار واژه و اصطلاح.

نظرات[0] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
نگاهی گذرا به گویشِ لایزنگانِ داراب (پیشوند وا)

نگاهی گذرا به گویشِ لای¬زنگانِ داراب

حسن رنجبر

مقدمه

آمیختگی و تعامل گویش¬ها، لهجه¬ها و زبان¬گونه¬ها در شهرستان داراب بسیار گسترده و شگفت است و در نتیجه از نظر «فرهنگ مردم» بسیار غنی است. امروزه با فراگیر شدن وسایل ارتباط جمعی و ادغام جوامع بشری، شاهد نابودی بسیاری از جلوه¬ها و توانایی¬های فرهنگ مردم و به ویژه گویش¬ها هستیم. این درحالی است که فرهنگ مردم از نظر جامعه شناسی، زبان شناسی و غیره از توانمندی¬های فراوانی برخوردار است. بسیاری از دشواری¬های متون گذشته را می¬توان با رجوع به فرهنگ مردم و از لابه¬لای باورها، مثَل¬ها، واژه-ها و … آسان نمود. نیز می¬توان از بسیاری از واژه¬ها در گویش¬های مختلف بهره جست و از آن¬ها در امر واژه گزینی استفاده نمود.

نظرات[0] | دسته: مباحث دستوری | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
مقایسه ی قصه ی بز زنگوله پا در گویش لایزنگانی با روایت مکتوب

«بررسی قصه های عامیانه از سوی دیگر به عنوان مجموعه ای از باورها، عادتها و آیینهای کهن اقوام ایرانی، یکی از منابع مهم مطالعات جامعه شناسی محسوب میشود. جمع آوری، مطالعه و تحلیل این داستانها ما را با گنجینه ای از نمادهای اسطوره ای و کهن‌الگوهای جمعی و قومی مواجه میکند که در نهایت به عنوان ابزاری سودمند، قابل اعتماد و کارآمد، شناخت ژرفتر خصیصه های فرهنگی اقوام ایرانی و درک تعامل فرهنگی آن¬ها با دیگر اقوام و دریافت نقاط تشابه و تفاوت میان آن¬ها و نیز بررسی سیر تحول فرهنگ ایرانی را میسر می¬سازد.»( نمیرانیان، کتایون و آزاده وطن پور، ۱۳۹۱: ۱۸۸).

در این مجال نگاهی میکنیم به قصه ی «بز زنگوله پا» که در گویش لایزنگانی به «بز جِنگِله پا» boz-e jengela-pâ معروف است. از آوردن آوانویسی آن خودداری میکنم و فقط برگردان فارسی آن را می آورم. راوی این قصه، مرتضی علیزاده ۵۵ ساله است. این قصه را من حدود چهار سال پیش ضبط کرده ام.

نظرات[9] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
مشاغل و پیشه های لایزنگان داراب

مشاغل و پیشه های این روستا در گذشته ای نه چندان دور تقریبا محدود بود. شرحی از بسیاری از آنها را من در یک مقاله گرد آورده ام که البته هنوز برای چاپ فکری به حالش نکرده ام. عمده ترین فعالیت اهالی این روستا به باغداری و دامداری محدود می شده که اگر به طور دقیق بخواهیم درباره ی این دو بنویسیم چیزی در حد یک کتاب خواهیم داشت. در زیر به یکی از پیشه ها به طور خلاصه اشاره می شود.

 

پیله¬وَری pi:lavar-i (سوداگری)

پیله¬وَر کسی است که اجناسی را می¬خرد و می¬فروشد و یا اجناسی را با اجناسی دیگر معامله می¬کند. پیله¬ورها اجناسی را از شهرهای دیگر می¬خریدند و به این روستا می¬آوردند و می¬فروختند. همچنین محصولات این روستا را از جمله گل سرخ، بادام، مویز را می¬خریدند و به لار، کرمان و غیره می¬بردند و می¬فروختند و اجناسی چون چای، قند، ادویه¬جات، کُنار، تریاک، پارچه و غیره می¬خریدند و به روستا می-آوردند. برخی نیز با خود محصولات این روستا را نمی¬بردند و فقط برای خرید به شهرهای مجاور می¬رفتند.

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
جستار پژوهشی و کتاب پژوهی گویش لایزنگانی

تا جایی که من سراغ دارم قدیمی ترین منبعی که در آن از لای زنگان سخنی به میان آمده فارسنامه ی ناصری است که در حد یک بند، لای زنگان و روستاهای اطرافش را توصیف کرده است. دیگر منابع، کمتر از ده سال از تاریخ نوشته شدنشان می گذرد. در زیر  -به ترتیب تاریخِ کتابت- به کتاب ها و مقاله هایی اشاره می شود که به صورتی علمی به بررسی و تحلیل گویش و مواد و مصالح زبانِ این گویش پرداخته اند.

۱-سلامی، عبدالنبی، (۱۳۹۰)، گنجینه ی گویش شناسی فارس، دفتر ششم، تهران: نشر آثار.

۲-صیادکوه، اکبر، رنجبر، حسن، (۱۳۹۲)، «واژه ها و اصطلاحات کم کاربرد باغداری در لای زنگان فارس»، فصلنامه ی ادبیات و زبان های محلی ایران زمین، سال سوم، شماره ی دوم.

نظرات[0] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
چند دوبیتی محلی از کتاب اگر آفتاب بتابد

چند دوبیتی از کتاب «اگر آفتاب بتابد». پیش¬تر گفتیم که این کتاب، گزیده¬ای از دوبیتی¬های محمدحسن باقری (غلمل)، حسن رنجبر و علیرضا باقری است. کل کتاب شامل نود دوبیتی است، یعنی؛ از هرکدام از این سه شاعر، سی دوبیتی آمده است. در اینجا ما از هر شاعر دو دوبیتی را می¬آوریم.

محمدحسن باقری (غلمل)

یک
دَلیذ اَ ئی دلُم خین و نذیذی
شذُم اَ غصه غمگین و نذیذی
ایقذ پَلپَل زدم که صورت مو
کِر افتیذ، شذ پُر چین و نذیذی

نظرات[0] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
نشر اولین کتاب شعر محلی به گویش لایزنگانی

پس از یک سال زحمت و پیگیری بالاخره کتاب «اگر آفتاب بتابد» به چاپ رسید.

این کتاب که گزیده¬ای از دوبیتی¬های محلی محمدحسن باقری، حسن رنجبر و علیرضا باقری است اولین کتابی است که به طور مستقل به ادبیات و زبان مادری لایزنگانی پرداخته است. از نظر ظاهری این کتاب در قطع رقعی چاپ شده و ۲۰۸ صفحه دارد. از نظر محتوایی دارای دو پیش¬گفتار (مقدمه) است، یکی به قلم علیرضا باقری راجع به قالب دوبیتی و چند و چون آن است و دیگری به قلم حسن رنجبر که پیرامون مختصری از تاریخ و قدمت لایزنگان، نام لایزنگان، برخی ویژگی¬های زبانی است. در بخش اول کتاب –پس از مقدمه- سی دوبیتی از محمد حسن باقری آمده است. در بخش دوم، سی دوبیتی از حسن رنجبر و در بخش سوم سی دوبیتی از علیرضا باقری آمده است. چون تمام اشعار این کتاب به گویش لایزنگانی است،

نظرات[10] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
شعر (سروده های محلی) لایزنگان داراب

سروده¬های محلی گویش لایزنگانی   (حتماً نظرات و پیشنهادات خود را بگویید)

تعداد دوبیتی های شاعران لای زنگانی به نسبت زیاد است و در این فضا مجال بیان همه ی آن ها نیست. تعداد دوبیتی هایی که من توانستم به کمک دوستان در این گویش، گردآورم متجاوز از سیصد دوبیتی است. البته منهای دوبیتی های شاعران حال حاضر مثل آقای محمد حسن باقری، آقای صمد روحبخش و … . این دوبیتی ها نشان دهنده ی گوشه هایی از باورها، مسائل روزمره ی مردم، حوادث طبیعی و غیر طبیعی، برخی از ویژگی های زبانی و … هستند که بررسی همه جانبه ی آن ها ملزم به صرف وقت و دقتی طولانی تر است. اگر خدا بخواهد به زودی کتابی در این زمینه چاپ خواهد شد که در آن به گردآوری، بررسی و شرح گزیده ای از دوبیتی های سرایندگان لای زنگانی پرداخته ام.

دسته بندی مطلب

با توجه به سُروده¬های این گویش که توسط نگارنده¬ی این مطلب (حسن رنجبر) گردآوری شده است، می¬توان این سروده¬ها را از نظر زبانی به دو دسته تقسیم کرد:

نظرات[6] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
جاه طلبی و نشر اکاذیب!

بارها گفته ام که تاریخ این روستا در ابهام است و هرآنچه به ذهن می رسد گمان است و بس! با این همه هستند عده ای که دست بردار نیستند، مهمل بافی میکنند و یاوه میگویند. دوستی گفت درجایی خوانده ام که مردم این روستا از نظر نژادی به هخامنشیان منسوبند و آریایی هستند! زهی خیال خام! از کجا و بر اساس چه مدرکی به چنین نتیجه ای رسیده اند شگفت آور است. اگر مردم این روستا آریایی هستند پس دارابی ها و شیرازی ها و کرمانی ها و… کجایی هستند؟؟ این مطلب همین قدر مضحک و یاوه است که بگوییم مردم این روستا فارسی سخن میگویند!! از این گذشته مگر با چه روشی معاینه کرده اید که فهمیده اید آریایی هستند؟ شاید از ساکنین نخست فلات ایران بوده اند که پیش از آریایی ها در فلات ایران می زیسته اند! جالبتر اینکه برخی می گویند اهالی لایزنگان شاخه ای از آریایی ها هستند که در این نواحی ساکن شده اند! لابد تاریخ هم باید از این پس عوض شود و مثلاً بگوییم: هنگامی که آریایی ها به فلات ایران آمدند به چند شاخه تقسیم شدند مادها!، پارت ها!، پارس ها! و لایزنگانی ها! شاید هم لای زئنننننه ای ها!

همیشه دلم میخواست بدانم آریایی بودن و هخامنشی بودن چه امتیاز و ارزشی دارد که همه دوست دارند خودشان را به آنان منسوب کنند؟! خوب است که آدم هویت خودش را بداند و برایش ارزش قائل شود اما نه اینکه کار به نطفه پرستی های جاهلانه کشیده شود!

نتیجه اینکه با خیال پردازی و مهمل گویی چیزی درست نمی شود. شاید چند روزی یکی دو نفر اسم یک نفر را ببرند اما آیندگان به خودخواهی و جهل آن خواهند خندید.

دوستان حتماً نظر بدهید، موافق! مخالف! چیزی بگویید شاید راهگشایی شد.

نظرات[6] | دسته: کلیات | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 
گزینی از واژه های پهلوی در گویش لایزنگان

«فارسی میانه دنباله ی فارسی باستان است. به این زبان «پهلوی» و «پهلوی ساسانی» هم گفته می شود. این زبان در دوره ی ساسانی زبان رسمی ایران بوده است.»(ابوالقاسمی، ۱۳۹۰: ۱۵۶). تعداد واژه هایی که در گویش لای زنگانی ریشه ی پهلوی، نیز باستان دارند، زیاد است. من چند تا را برای نمونه ذکر می کنم. به اعتقاد برخی، فارسی دری که فارسی امروز نیز ادامه ی آن است، بازمانده و ادامه ی فارسی پهلوی است از این رو بسیاری از واژه های زبان سترگ فارسی امروز بازمانده ی همان دوران است و ریشه های پهلوی و نیز باستان دارند. به همین جهت منظور ما از «واژه هایی که در این گویش ریشه ی پهلوی دارند» این است که برخی واژه هایی که در این گویش هستند ریشه ی پهلوی دارند ولی متروک شده اند و امروزه توسط زبانوران رسمی فارسی استفاده نمی شوند.

فارسی معیار                        گویش لای زنگانی                               فارسی پهلوی
آبستن                                         âpus                                                avos

نظرات[1] | دسته: گونه های فرهنگ مردم | نويسنده: حسن رنجبر | ادامه مطلب...

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

شعر محلی

قذِ سَلوِت صنوبر کس نذیذه *** خذا از قذرت خوذ آفریذه. (حسنِ صفر)

ورود

No Image No Image